X
تبلیغات
رایتل
دسته‌بندی آب وخاک - سبز نیوز
مطالب کاربردی گیاهان زینتی.گیاهان دارویی.کشت قارچ.کشت گلخانه ای.تراریوم و بونسای
گرفتن وام گلخانه
انواع پرلیت
پنج‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 03:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیزاده | ( 0 نظر )

پرلیت بر اساس ترکیب شیمیایی آن، شکل ساختمانی ذرات و نیز میزان آب ترکیبی آن، تحت شرایط خاص و درجه حرارت معینی، منبسط می شود

که پس از انبساط، رنگ آن سفید شده و بسیار سبک وزن می شود.

زمین شناسی پرلیت (ترکیب و مورفولوژی)
پرلیتهای تجاری در بافتهای مختلف، بسته به عمق جایگیری خود، حائز اهمیت هستند. جایگیری پیشنهاد شده عبارت است از: خارجی ترین قسمت را پرلیت پامیسی تشکیل می دهد که به تدریج به طرف داخل بافت پرلیت، بهم فشرده شده و سرانجام فلسیک یا اسیدی تشکیل می شود. بر اساس این مدل انواع پرلیت عبارتند از:

پرلیت پامیسی
نزدیک به سطح، دارای وزن کم و کف دار است. در محیط تشکیل چندین پرلیتی، حفره دار شدن کمتر توسط فشار لیتواستاتیک و هیدرواستاتیک محدود میشود. در نتیجه حفره دار شدن و درجه تغییر شکل حفرات، تابعی از فشار محدود کننده محلی و مقدار ویسکوزیته جریان در طول حفره دار شدن مایع سرد شونده سطحی می باشد. این نوع، تمایل به شکست و پودر شدن بیشتری دارد.

پرلیت گرانولار
همجوار و عمیق تر از پرلیت پامیسی در جایگیری عمومی یافت می شود. بسیار چگالتر از بافت پوشاننده اش بوده، ظاهری شکری یا ساکاروئیدی، رنگ خاکستری تا قهوه ای چربی دارد که اغلب نوارهای جریانی نشان می دهد. از نظر اسباب کردن، نقطه ثابت انبساط و دامنه بندی در حد رضایت بخشی بوده و مغزه گیری از آن برای معدنکاری به آسانی صورت می گیرد.

پرلیت کلاسیکی
از لحاظ چینه شناسی، زیر پرلیت گرانولار (دانه ای) در گنبد دیده می شود. جسم تیپیک خاکستری مرواریدی با اجزا متمرکز پوست پیازی است. به رنگ خاکستری تیره یا یاه می باشد.

ابسیدین در صورت وجود در داخل این پرلیت یافت میشود که آبگیری ابسیدین و تشکیل پرلیت از آنرا نشان می دهد. به طرف داخل جریان، مقدار ابسیدین در پرلیت کلاستیکی تمایل به افزایش دارد اگر چه در ذخایر پرلیت، هسته های ریولیتی، برشهای جریانی و دیگر مواد و ساختارهای بهم پیوسته با جریانهای ولکانیکی و گنبدها یافت میشود. علاوه بر ابسیدین که ممکن است حاوی ادخالهای شناخته شده تریدیمیت باشد اغلب مواد غیر قابل انبساط نظیر کوارتز، فلدسپات، بیوتیت، منیتیت و دیگر کانیهای نادر همانند محصولات شیشه زدایی، ممکن است در توده پرلیتی موجود باشد.

موارد استفاده پرلیت
•   
استفاده از پرلیت به عنوان عامل فیلتراسیون و کمک فیلتر در صنایع غذایی به دلیل ساختمان میکروسکوپی خاصی که پس از انبساط پیدا می کند و نیز به علت خنثی بودن آن
•   
استفاده از پرلیت فن آوری شده به عنوان جاذب مایعات در نگهداری و حمل مواد سمی
•   
استفاده از پرلیت به عنوان پر کننده در پاک کننده ها
•   
در رنگ سازی، پوششهای سطحی، لاستیکها و صنایع شیشه
•   
از آنجائیکه پرلیت تا بیش از 1000 درجه سانتی گراد در برابر مقاوم می باشد در صنایع ذوب فلزات و ریخته گری به عنواتن سرباره گیر و نگهداری حرارت پاتیل ها در حد مورد نیاز بسیار مناسب می باشد.


•   
پرلیت در نماسازی ساختمانها (به عنوان مثال نمای ساختمان سازمان ملل متحد) و در قطعات پیش ساخته، تهیه سیمان سبک عایق و نیز برای سیمانکاری دیواره چاه ها و حفرات

•    از آنجائیکه مواد شیمیایی و اسیدها بر آن بی اثرند و به دلیل تخلخل و قدرت جذب و نگهداری بالایی که دارد در تهیه خاکهای مخصوص برای پرورش گل و کلا کشاورزی پرلیت به علت خنثی بودن تاثیری بر فرآورده نهایی ندارد و از این رو جزو لیست فرآورده های مجاز شیمیایی و غذایی آمریکا می باشد


چاپ این مطلب: کلیک کنید

خاکورزی نواری
پنج‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:45 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیزاده | ( 2 نظر )
خاکورزی نواری شکلی از خاکورزی حفاظتی است که شامل شخم نوارهای باریک به عنوان جایگاهی برای محصول است

در حالی که بین نوارها محوطه ی خالی جهت باقیمانده ی محصول غیرقابل دسترس وجود دارد. به عبارت دیگر خاکورزی نواری عبارت است از نوعی از خاکورزی کامل که در آن جهت نوارهای شخم موازی موقعیت ردیف هاست. به طور کلی در حدود 25 درصد خاک عمق شخم جابجا می گردد. هدف از خاکورزی نواری ایجاد یک محیط و بستر مناسب برای بذر است.

این حالت شبیه به زمانی است که با تیغه ی نهرکن وابستگی بین پوشش گیاهی و خاک را جهت مقابله با فرسایش خاک از بین می بریم. بسیاری از گونه های مختلف وجود دارند که مترادف خاکوزی نواری است از قبیل خاکورزی منطقه ای، پاکسازی ردیفی و عمیق کاری. خاکورزی نواری شامل عملیات مجزایی است
. معمولا در پاییز صورت می گیرد هرچند که تعدادی از ابزار و وسایل و ردیف کارهایی که مجهز می شوند معمولا در بهار استفاده می شوند. بسیاری از این تجهیزات جهت کوددهی همزمان طراحی شده اند.

خاکوزی نواری فرسایش خاک و فشردگی خاک را می تواند کاهش دهد که به تبع آن کاهش هزینه ی استفاده از ماشین آلات، سوخت و هزینه ی نیروی کار رخ می دهد. همراه کردن خاکورزی نواری با کشت محصول پوششی زمستانی به طرز چشمگیری کیفیت خاک را بهبود می بخشد.
خاکورزی نواری تعدادی از مزایای خاکورزی کاملا عریض و خاکورزی سنتی و بی خاکورزی را شامل می گردد.

برخلاف روش بی خاکورزی که بذرها در درون شکاف های باریک در داخل خاک کاشته می شوند. در خاکورزی نواری ما عرضی در حدود 6 تا 12 اینچ و عمقی در حدود 8 تا 16 اینچ را شاهد هستیم. پس از خاکورزی نواری، به وسیله ی کشت سنتی و کشاورزی معمولی، کشت در درون نوارها صورت می گیرد.

در خاکورزی نواری تجهیزاتی موجود است که جایگزین تجهیزات خاکورزی معمولی است. به طور کلی این تغییرات شامل روش های عمومی جهت مطلوبیت مناسب است.
به طور کلی سه گونه و شکل از خاکورزی نواری را براساس شکل و طبیعت ابزاری که مورد استفاده قرار می گیرند و نیز شدت جابجایی خاک می توان نام برد:
1-
ردیفی یا پاکسازی پس مانده های گیاهی که شامل جابجایی باقیمانده های گیاهی رشد کرده درون ردیف ها می باشد و توسط ابزاری از قبیل finger ، disks ، sweeps  یا یک کمباین finger coulter و        cutting coulter صورت می گیرد.

2- خاکورزی نواری(کم عمق) که شامل برش و جابجایی باقیمانده های گیاهی و ایجاد بستر بذر مناسب و کوددهی  می شود و توسط fluted coulter صورت می گیرد.
3-
خاکورزی نواری(عمیق) که شامل جابجایی بقایای گیاهی و از بین بردن فشردگی خاک و انجام کوددهی عمیق و تولید پشته می باشد و توسط ابزاری چون  coulter، knives ، subsoiling shank و closing disk انجام     می شود.
در زمینه ی خاکوزی نواری پژوهش های متعددی صورت گرفته است و بر اساس منطقه ی آزمایش نتایج مختلفی بدست آمده است. بدلیل تنوع و تفاوت های اندک بین نتایج حاصله تنها به ذکر مشترکات بدست آمده اکتفا می کنیم و از ذکر نوع و مکان و زمان پژوهش خودداری می گردد.
مزیت های بالقوه ی خاکورزی نواری
کاهش هزینه
در تحقیقات زراعی که در  oreganبر روی 6 زمین زراعی در مورد روش های خاکورزی واقعی صورت گرفت مشاهده گردید که خاکورزی نواری در حدود 43 درصد از هزینه های خاکورزی سنتی(معمولی) را کاهش می دهد و در حدود 47 درصد نسبت به هزینه های کارگری در مقایسه با خاکورزی سنتی کاهش صورت گرفته است. قابل ذکر است که این هزینه ها تنها محدود به تجهیزاتی است که درون زمین و به طور مستقیم در خاکروزی نواری مورد استفاده قرار می گیرد و شامل هزینه ی قطعات دیگر که به صورت غیر مستقیم با خاکورزی نواری در ارتباط است نمی باشد. به عنوان مثال هزینه‌ی حرکت تراکتور در بین زمین ها ( اگرچه این هزینه ها ناچیز شمرده می شود اما در جایی که فاصله‌ی بین زمین ها زیاد است می تواند قابل ملاحظه باشد

.
بهبود کیفیت خاک زراعی
مطالعات طولانی انجام شده بر روی سیستم بی خاکورزی نشان از بهبود کیفیت بسیار زیادی در مقایسه با سیستم خاکورزی سنتی دارد. به عنوان یک سیستم مختلط خاکورزی بین سیستم خاکورزی سنتی و بی خاکورزی، خاکورزی نواری می تواند بهبود کیفیت خاک را در حدود 50 تا 70 درصد را به دنبال داشته باشد که این بهبود کیفیت به واسطه ی بقایای گیاهی روی زمین حاصل می گردد. کاهش فشردگی خاک که به واسطه ی ادوات سنگین کشاورزی حاصل   می گردد یکی از اصلی ترین مزایای خاکورزی نواری است. در سیستم خاکورزی سنتی ادوات کشاورزی در حدود 4 تا 8 مرتبه در طول زمین می بایست حرکت کنند و این در حالی است که در خاکورزی نواری این تعداد دفعات به 1 یا 2 بار تقلیل پیدا کرده است. همواره در سیستم خاکورزی نواری ترافیک حرکت تراکتور منحصر به مناطقی بین نوارهای شخم خورده می شود، بنابراین حداقل میزان فشردگی در ردیف های کشت شده ی بذر و کلوخه رخ می دهد.

خاکورزی نواری می تواند به حفظ گرمای زمین کمک کند. در مناطقی از آمریکا شاهد هستیم که بسیاری از گیاهان دانه ای بازده پایینی دارند و برای رفع این مشکل کشاورزان اقدام به تغییر سیستم خاکورزی خود نمودند. در توضیح این مطلب باید گفت که این کشاورزان اغلب از سیستم بی خاکورزی بهره می گرفته اند که منجر به افزایش مدت دوره ی رشد و کاهش محصول می گردید. حال با بهره گیری از سیستم خاکورزی نواری به نتایج بسیار خوبی دست پیدا کردند. بدین گونه که چون در این سیستم عمق کاشت دقیق تنظیم می گردد و چون زمین شخم می خورد، دمای بستر نیز به طوری که در نمودار زیر مشخص است افزایش می یابد. تمام این موارد منجر به افزایش محصول و کاهش دوره ی رشد گردیده است.

حشرات سودمند خاک که در درون خاک رشد و نمو می کنند و برای حاصلخیزی خاک مفید هستند در سیستم خاکورزی نواری نگهداری می شوند. به عبارت دیگر خاکورزی نواری باعث افزایش حشرات مفید خاک می گردد.

بهبود کیفیت زیست محیطی
یکی از اصلی ترین منابع آلودگی آب های سطحی، فرسایش خاک است. تحقیقات غیر متمرکز و پراکنده حکایت از توانایی چشمگیر سیستم بی خاکورزی در جهت کاهش آب و بادی دارد که منجر به فرسایش خاک می گردند. سیستم خاکورزی نواری به عنوان یک سیتم دورگه ی خاکورزی با ایجاد محیط های دست نخورده بین نوارهای شخم خورده می تواند از فرسایش خاک جلوگیری کند یا میزان آن را کاهش دهد.
سیستم خاکورزی نواری می تواند مقدار آبی را که از زمین خارج می شود را کاهش دهد. این آب حاوی مواد حل شده و معلق است.(این مواد به واسطه ی آب های سطحی از زمین خارج می شوند

در مناطقی هم که میزان شیب زیاد است، جهت استفاده از زمین می بایست در جهت عمود بر شیب زمین، عملیات خاکورزی نواری صورت گیرد. محصولات پوششی نیز یکی دیگر از عواملی مهمی هستند که از فرسایش خاک جلوگیری می کنند.

مضرات بالقوه ی خاکورزی نواری
پوشش گیاهی می تواند عملیات خاکورزی نواری را به تاخیر اندازد
پوشش گیاهی عملیات خاکورزی را به تاخیر می اندازد. پوشش گیاهی باقیمانده از کشت قبلی به طور کلی خاک سطحی را خیس تر از حالتی که بدون پوشش گیاهی است می کند که این امر باعث به تاخیر افتادن عملیات خاکورزی گیاهان زودکشت می شود. اگر پوشش گیاهی به عنوان جزئی از سیستم خاکورزی نواری باشد، می باید در مورد گیاهان، انتخاب و مدیریت صورت گیرد تا مشکلات گیاهان زودکشت به حداقل میزان خود برسد.
هزینه ی اضافی مدیریت گیاهان
در سیستم خاکورزی نواری قبل از انجام عملیات می بایست علف های هرز قبلی و پوشش گیاهی قبلی از بین روند که برای از بین بردن این علف ها دو نوع علف کش رایج وجود دارد که استفاده از این مواد موجب افزایش هزینه ی تولید می گردد.
مشکلاتی که به واسطه ی ناهمزمانی دوره ی رشد حاصل می شوند
در تعدادی از زمین های ذرت شیرین بدلیل ناهمزمانی خروج گیاهان از خاک، دوره ی رشد و رسیدن محصول ، مشکلاتی حاصل شده است. بدلیل ناهمزمانی رسیدن محصول در بین گیاهان ذرت شیرین، برداشت محصول توسط ماشین های برداشت محصول باعث کاهش سطح محصول و بازده گردیده است.
مدیریت آفات
تغییر از سیستم خاکورزی سنتی به سیستم خاکورزی نواری موجب افزایش جمعیت تعدادی از آفت های می شود. در بعضی مواقع آفت های جدیدی ظاهر می شوند که در سیستم خاکورزی سنتی تحت کنترل قرار گرفته بوده‌اند. اصلاحات در روش های مدیریت آفات معمولا به نوع کارکرد سیستم خاکورزی نواری بستگی دارد.
تجهیزات خاکورزی نواری
به طور کلی دو نوع تجهیزات خاکورزی نواری وجود دارد:
1- Rotary strip tiller   2- Shank coulter tiller
در خاکورزی نواری ماشین هایی مورد استفاده قرار می گیرند که به صورت مناسب و براساس ردیف و فاصله ی کشت تجهیز شده اند. وسایل مشخص کننده ی فاصله ی ردیف ها و همچنین سیستم موقعیت یاب جهانی از مهمترین روش های تنظیم دقیق این فاصله هستند.
Rotary strip tiller   (
خاکورز نواری دوار)
خاکورز نواری دوار دستگاه خاکورز مرکبی است که از چند بازوی قلمی در جلو، نوعی روتیواتور یا گاوآهن دوار در وسط و غلتکهایی با زائده های کاردی در عقب تشکیل شده است.این دستگاه که به صورت مجموعه ای در پشت تراکتور بسته می شود باعث شکسته شدن سخت لایه، بریدن و خردکردن بقایای گیاهی و کوبیدن کلوخ می شود. بازوهای قلمی وغلتکها از مالبند نیرو می گیرند و روتیواتور با محور انتقال نیروی تراکتور کار می کند. با استفاده از این دستگاه می توان در کاربرد تعداد زیادی از ادوات خاکورزی صرفه جویی کرد و عوامل نامطلوب حاصل از تردد آن ها روی خاک زراعی را نیز کم نمود.
Shank coulter tiller (
خاکورز پیش بُر ساقی)
این نوع از خاکورزهای نواری از یک پیش بُر بشقابی به همراه یک چرخ کنترل عمق که باقی مانده های محصول و سبزیجات را قطع می کند بهره می گیرد. علاوه براین از یک ساق زیرشکن که در عمق 14 اینچی کار می کند بهره می گیرد. این نوع از خاکورزها دارای دو ردیف پیش بر شیاردار است که خاک را خرد می کند و به دنبال آن یک سبد کلوخ شکن وجود دارد.
در تشریح قطعات نام برده ی بالا باید گفت؛ پیش بُر بشقابی از انواع پیش بُر نصب شده روی گاو آهن های برگردان دار یا بشقابی است که تیغه ی آن پره ای یا بشقابی است و روی دسته و محور خود کمی بالا و جلوی تیغه ی گاوآهن نصب می شود. کار آن برش عمودی خاک است.
ساق زیر شکن از انواع زیرشکن ها می باشد که جهت شکستن لایه ی زیرین خاک و ایجاد شیار برای نفوذپذیری بهتر آب و ریشه در خاک مورد استفاده قرار می گیرد.
پیش بُر شیاردار نوعی پیش بُر بشقابی است که سطح داخلی آن دارای شیارهایی عمود بر مرکز آن است. از این پیش بُر بیشتر در زمین های علفزار استفاده می شود.
کلوخ خرد کن یا کلوخ شکن وسیله ایست متشکل از یک استوانه ی غلتان که با دام یا تراکتور روی خاک کشیده می شود و گاهی انسان خود آن را می کشاند، با این عمل کلوخ و قطعات درشت باقیمانده از شخم اولیه خُرد و زمین آماده ی کاشت می شود.
تجهیزات عملیات ثانویه
یکی از ابزاری که در خاکورزی نواری مورد استفاده قرار می گیرد پنجه دوار است . پنجه دوار دستگاهی است که برای انجام عملیات مکانیکی داشت مورد استفاده قرار می گیرد. از تیغه هایی به شکل گونیا یا قوسی روی محوری مشترک یا به صورت دسته های مجزا تشکیل شده است. کار این تیغه چرخیدن و به هم زدن خاک بین ردیف هاست. چرخش با نیروی کششی تراکتور یا از طریق محور انتقال نیرو انجام می گیرد.
ابزار انتهایی خاکورزی
پس از انجام تمامی عملیات ذکر شده توسط ابزار و تجهیزات مختلف، از وسیله ای بنام کلوخ خرد کن چنگه همان طور که در شکل مشخص است استفاده می گردد. این وسیله دستگاهی است متشکل از تعدادی استوانه یا غلتک با سطح خارجی صاف یا آج دار که کنار هم یا پشت سر هم روی محورهای جداگانه نصب شده اند، حرکت این وسیله روی خاک های شخم خورده باعث خرد کردن کلوخه ها و تهیه ی بستر کاشت می شود.
زمان بکارگیری سیستم خاکورزی نواری
پاییز بهترین زمان جهت اجرای سیستم خاکورزی نواری است. در طول زمستان پشته های حاصله به صورت کامل نرم و پوک می شوند. در بهار نیز ارتفاع پشته ها 1 تا 2 اینچ است. پس از کشت نیز زمین می بایست مسطح گردد.
بسیار مهم است که کودهای نیتروژنه (ازته) در پاییز در دمای بالاتر از 10 درجه سانتیگراد مورد استفاده قرار نگیرند، زیرا بیشترین مقدار هدر روی کود نیتروژنه در این حالت رخ می دهد. این حالت مشکلاتی را به همراه دارد، چون ممکن است در دمای پایین تر از 10 درجه سانتیگراد میزان بارندگی به حدی باشد که عملیات خاکورزی را مختل نماید. (زمین از حالت گـاو رو خارج گردد) بهترین گزینه‌، وارد کردن کود نیتروژنه یا ازته به صورت سرک و پس از ظهور جوانه است.
خاکورزی نواری در طول مدت رشد بذر توصیه نمی گردد و آن بدلیل بقایای زیادی است که بر روی زمین        می ماند و هرچه سریعتر می باید کاه و کلش موجود را از زمین خارج نماییم.
مدیریت کارآمد جهت موفقیت سیستم خاکورزی نواری
اگرچه در حالتِ میانگین، میزان محصول در خاکورزی نواری و خاکورزی سنتی تقریباً برابر است اما مشاهدات بیان کننده ی این است که میزان محصول در زمین های با خاکورزی نواری بیشتر از خاکورزی سنتی است. محصول بیشتر و بازده بالاتر در روش خاکورزی نواری به واسطه ی مدیریت چند فاکتور اصلی حاصل می گردد. این فاکتورها عبارت است از میزان فشردگی خاک، تاریخچه و وضعیت کشت های قبلی، پوشش گیاهی، علف های هرز و حشرات مضر.
با درک موقعیت زمین و حالت های ایده آل برای سیستم خاکورزی نواری می توان روش های مفیدی را جهت افزایش احتمال موفقیت این سیستم به کار بست. ممکن است در مناطقی که خاکورزی نواری نامناسب است از سیستم خاکورزی سنتی استفاده گردد.
فشردگی خاک
عملیات خاکورزی موفق منجر به شکستن و از بین بردن استواری و استحکام خاک فشرده می گردد. فشردگی خاک و کاهش منافذ آن به واسطه ی حرکت تجهیزات زراعی بر روی زمین حاصل می شود. رطوبت و نوع خاک نیز بر میزان فشردگی خاک تاثیر می گذارد. خاک خیس نسبت به فشردگی مستعدتر از خاک خشک است. به همین میزان خاک رسی مستعدتر از خاک شنی است. بسیاری از محصولات گیاهان زراعی زمانی که زمین خیس و مرطوب است برداشت می شوند. تراکتورهای سنگین و ماشین های برداشت محصول بدلیل همین رطوبت موجب فشردگی خاک می شوند. به طور کلی استفاده از سیستم خاکورزی نواری در زمین های با فشردگی بالا منجر به تولید کمتر می گردد و توصیه می شود در این زمین ها از سیستم خاکورزی سنتی بهره گرفت. این درحالی است که اگر شرایط آب و هوایی به گونه ای باشد که بتوان در پاییز شخم سطحی زد تا مقداری از فشردگی خاک کم کرده، در بهار سال بعد می توان از سیستم خاکورزی نواری استفاده کرد.
علاوه براین، کشت پاییزه و پوشش گیاهی زمستانه از میزان فشردگی خاک که به واسطه ی باران های زمستانه رخ      می دهد می کاهد.
اندازه گیری فشردگی خاک توسط دستگاهی به نام Penetrometer صورت می گیرد که از ذکر نحوه کار آن خودداری می کنیم.
تاریخ کشت قبلی
دوره های کشت اطلاعات خوبی در جهت مدیریت علف هرز، آفات و امراض و بیماری ها در اختیار کشاورز قرار    می دهد. تاریخ کشت قبلی به طور چشمگیری بر شرایط فیریکی خاک تاثیر می گذارد. بر اساس توضیحات بالا تاریخ کشت بر موفقیت سیستم خاکورزی نواری تاثیر می گذارد.
گندم های زودرس و گیاهانی از این قبیل که دارای کاه و کلش هستند برای سیستم خاکورزی نواری مناسب است. زمین در این حالت و موقعیت به مدت یک سال یا بیشتر به صورت دست نخورده باقی می ماند و این کار باعث    می شود که خاک به واسطه ی کاه و کلش متلاشی شده، پرقوت و قوی گردد. بذور چمن که با بذور غلات مخلوط است می تواند طی چندین سال عامل مفیدی در سیستم خاکورزی نواری باشند، اما در عین حال می تواند مشکلات بیشتری را به همراه داشته باشد. استفاده از علف کش در پاییز منجر به کاهش تعدادی از علف ها می گردد، البته اگر پس از باران باشد. این عمل باعث بهبود توانایی در کشتن علف ها در این سیستم در بهار می گردد.
پوشش گیاهی
بذور گیاهی پوششی به صورت سنتی در زمین جهت جلوگیری از فرسایش خاک مورد استفاده قرار می گیرد اما علاوه بر جلوگیری از فرسایش خاک مفاید دیگری نیز دارند. این مزایا شامل بهبود کیفیت ساختمان خاک، حاصلخیزی خاک و جلوگیری از رشد علف هرز است.
پوشش گیاهی خانواده ی لگومینوز می تواند در حدود 50 تا 200 پوند نیتروژن در هر اکر(معادل 4045 مترمربع) تولید کند که می تواند بازده محصول را افزایش دهد و از میزان کودهای مختلف مصرفی بکاهد.
برای رسیدن به سطح نیتروژن ذخیره ای در خاک می بایست این گیاهان تا اواخر بهار بر روی زمین باقی باند که البته این حالت مشکلات بعدی را به همراه خواهد داشت.
پوشش گیاهی زمستانه‌ی سالانه در اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر کشت می شوند که عموماً شامل غلات هستند. این گیاهان در پاییز رشد می کنند و باعث جلوگیری از فرسایش خاک در زمستان می شوند. رشد سریع در اواخر مارس و اوایل آوریل رخ می دهد که البته بستگی مستقیم به دما و رطوبت محیط دارد.
زمان‌به‌کار بردن علف‌کش‌ها جهت از‌بین بردن پوشش‌گیاهی و گیاهان سر از خاک بیرون آورده
علف کش Glyphosate معمولاً جهت از بین برن علف ها و بذور گیاهان پوشش مورد استفاده قرار می گیرد که در خاکورزی نواری اهمیت دارد. یکی از مهمترین مسائل در مبارزه با علف های هرز زمان بکار بردن مواد علف کش است. اگر زودتر از موعد مقرر از این علف کش استفاده شود ممکن است تعدادی از علوفه ی هرز کوچک بر روی زمین باقی بماند و در انتهای فصل رشد به رشد کامل خود برسند و اگر دیرتر از زمان مناسب، از این مواد استفاده شود منجر به رشد طولانی گیاهان هرز می گردد که به عنوان گیاهان پوششی کاربرد دارند. گیاهان پوششی زیاد به عنوان مانعی برای تجهیزات خاکورزی به شمار می روند.

چریدن پوشش گیاهی توسط دام
اگرچه پوشش گیاهی زمستانه یکی از منابع مهم تغذیه ای دام به شمار می رود اما تجربه نشان می دهد که فشردگی خاک زراعی که به واسطه ی حرکت دام بر روی زمین ایجاد می شود مشکلات جدی بعدی ای را بوجود می آورد که مانع انجام سیستم خاکورزی نواری می شود. فشردگی خاک باعث ایجاد حالت کلوخه ای می شود که منجر به کشت ناموزون می گردد.
حاصلخیزی در زمین های خاکورز شده توسط سیستم نواری
عملیات اولیه ی خاکورزی باید حداکثر در طول 14 روز صورت گیرد. عملیات ثانویه ی خاکورزی نواری در زمان کاشت صورت می گیرد. تجهیزات استاندارد کشت همان تجهیزات سیستم خاکورزی نواری است. اگر شما از چاقوهای کودپاش استفاده می کنید تنها نیاز است که وسیله را در درون خطوط شخم خورده قرار دهید، زیرا زمین شخم خورده نیازی به تجهیزات علامت گذاری ندارد.

توجه به مدیریت آفات
در طول 6 سال آزمایشات مقایسه ای که بین دو سیستم خاکورزی نواری و سنتی صورت گرفت مشخص گردید مقداری شیوع در تمامی زمین ها و کرت های مورد بررسی رخ داده است اما مدرک مشخصی دال بر تاثیر خاکورزی نواری بر افزایش آفات بدست نیامد.
توصیه های انتهای در استفاده از سیستم خاکورزی نواری

اگرچه خاکورزی نواری دارای مزایای بسیار زیادی است اما توصیه می گردد که قبل از انجام عملیات خاکورزی ابتدا با فردی که از سیستم خاکورزی نواری بهره گرفته است مشورت های ابتدایی صورت گیرد و از تجربه های او استفاده شود. توصیه می شود ابتدا از تجهیزات اجاره ای استفاده شود و شخم نواری در زمین های با وسعت کم صورت گیرد


چاپ این مطلب: کلیک کنید

مباحثی درباره خاک
سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:13 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیزاده | ( 0 نظر )

خاک‌ها مخلوطی از مواد معدنی و آلی می‌باشند که از تجزیه و تخریب سنگ‌ها در نتیجه هوازدگی بوجود می‌آیند که البته نوع و ترکیب خاک‌ها در مناطق مختلف بر حسب شرایط ناحیه فرق می‌کند. مقدار آبی که خاک‌ها می‌توانند بخود جذب کنند. از نظر کشاورزی و همچنین در کارخانه‌های راه‌سازی و ساختمانی دارای اهمیت بسیاری است که البته این مقدار در درجه اول بستگی به اندازه دانه‌های خاک دارد.

هرچه دانه خاک ریزتر باشد، آب بیشتری را به خود جذب می‌کند که این خصوصیت برای کارهای ساختمان‌سازی مناسب نیست. بطور کلی خاک خوب و حد واسط از دانه‌های ریز و درشت تشکیل یافته است. تشکیل خاک‌ها به گذشت زمان ، مقاومت سنگ اولیه یا سنگ مادر ، آب و هوا ، فعالیت موجودات زنده و بالاخره توپوگرافی
ناحیه‌ای که خاک در آن تشکیل می‌شود بستگی دارد.

عوامل موثر در تشکیل خاک

سنگ‌های اولیه یا سنگ مادر :
کمیت و کیفیت خاک‌های حاصل از سنگ‌های مختلف اعم از سنگهای آذرین ، رسوبی و دگرگونی به کانی‌های تشکیل دهنده سنگ ، آب و هوا و عوامل دیگر بستگی دارد. خاک حاصل از تخریب کامل سیلیکاتهای دارای آلومینیوم و همچنین سنگهای فسفاتی از لحاظ صنعتی و کشاورزی ارزش زیادی دارد. در صورتیکه خاک‌هایی که از تخریب سنگ‌های دارای کانی‌های مقاوم (از قبیل کوارتز و غیره) در اثر تخریب شیمیایی پدید آمده‌اند و غالبا شنی و ماسه‌ای می‌باشند فاقد ارزش کشاورزی می‌باشند.

ارگانیسم :
تمایز انواع خاک‌ها از نقطه نظر کشاورزی به نوع و مقدار مواد آلی (ازت و کربن) موجود در آن بستگی دارد. نیتروژن موجود در اتمسفر بطور مستقیم قابل استفاده برای گیاهان نمی‌باشد. بلکه ترکیبات نیتروژن‌دار لازم برای رشد گیاهان باید به شکل قابل حل در خاک وجود داشته باشد که این عمل در خاک‌ها بوسیله برخی از گیاهان و باکتری‌ها انجام می‌شود. خاک‌ها معمولا دارای یک نوع مواد آلی کربن‌دار تیره رنگی هستند که هوموس نامیده می‌شوند و از بقایای گیاهان بوجود می‌آید.

زمان :
هر قدر مدت عمل تخریب کانی‌ها و سنگ‌ها بیشتر باشد عمل تخریب فیزیکی و شیمیایی کاملتر انجام می‌گیرد. زمان تخریب کامل بسته به نوع سنگ ، ساخت و بافت سنگ‌ها و نیز ترکیب و خاصیت تورق کانی‌ها متفاوت می‌باشد ولی بطور کلی سنگهای رسوبی خیلی زودتر تجزیه شده و به خاک تبدیل می‌شوند، در صورتیکه سنگهای آذرین مدت زمان بیشتری لازم دارند تا تجزیه کامل در آنها صورت گرفته و به خاک تبدیل گردند.

آب و هوا :
وفور آب‌های نفوذی و عوامل آب و هوا از قبیل حرارت ، رطوبت و غیره در کیفیت خاک‌ها اثر بسزایی دارند. جریان آبهای جاری بخصوص در زمین‌های شیب‌دار موجب شستشوی خاک‌ها می‌شوند و با تکرار این عمل مقدار مواد معدنی و آلی بتدریج تقلیل می‌یابد. اثر تخریبی اتمسفر همانطور که قبلا بیان گردید روی برخی از کانی‌ها موثر و عمیق می‌باشد و هر قدر رطوبت همراه با حرارت زیادتر باشد شدت تخریب نیز بیشتر می‌گردد.

توپوگرافی محل تشکیل خاک :
اگر محلی که خاک‌ها تشکیل می‌شوند دارای شیب تند باشد در نتیجه مواد تخریب شده ممکن است بوسیله آبهای جاری و یا عامل دیگری خیلی زود بسادگی از محل خود بجای دیگری حمل گردند و یا شستشو بوسیله آبهای جاری و یا عامل دیگری خیلی زود بسادگی از محل خود بجای دیگری حمل گردند و یا شستشو بوسیله آبهای جاری باعث تقلیل مواد معدنی و آلی خاک‌ها شود در نتیجه این منطقه خاک‌های خوب تشکیل نخواهند شد. ولی برعکس در محل‌های صاف و مسطح که مواد تخریب شده بسادگی نمی‌توانند به جای دیگری حمل شوند فرصت کافی وجود داشته و فعل و انفعالات بصورت کامل انجام می‌پذیرد.
مواد تشکیل دهنده خاک‌ها
موادی که خاک‌ها را تشکیل می‌دهند به چهار قسمت تقسیم می‌شوند :

مواد سخت : مواد سخت را ترکیبات معدنی تشکیل می‌دهند ولی ممکن است دارای مقداری مواد آلی نیز باشند. البته این ترکیبات معدنی از تخریب سنگ‌های اولیه یا سنگ مادر حاصل شده‌اند که گاهی اوقات همراه با مواد تازه کلوئیدی و نمک‌ها می‌باشند.

موجودات زنده در خاک‌ها : تغییراتی که در خاک‌ها انجام می‌پذیرد بوسیله موجودات زنده در خاک انجام می‌گیرد. قبل از همه ریشه گیاهان ، باکتری‌ها ، قارچها ، کرم‌ها و بالاخره حلزون‌ها در این تغییرات شرکت دارند.

آب موجود در خاک‌ها :
آبی که در خاک وجود دارد حمل مواد حل‌شده را به عهده دارد که البته این مواد حمل شده برای رشد و نمو گیاهان به مصرف می‌رسد. آب موجود در خاک‌ها از باران و آبهای نفوذی ، آب جذب شده و بالاخره آبهای زیرزمینی تشکیل شده که در مواقع خشکی از محل خود خارج شده و بمصرف می‌رسد.


هوای موجود در خاک : هوا همراه با آب در خوه‌های خاک‌ها وجود دارد که البته این هوا از ضروریات رشد و نمو گیاهان و ادامه حیات حیوانات می‌باشد. مقدار اکسیژنی که در این هوا وجود دارد از دی اکسید کربن کمتر است و این بدان علت است که ریشه گیاهان برای رشد و نمو اکسیژن مصرف کرده و دی اکسید کربن پس می‌دهند.

تقسیم‌بندی خاک‌ها از لحاظ سنگ‌های تشکیل دهنده بر حسب دانه‌های تشکیل دهنده خاک و هم‌چنین شرایط میزالوژی و پتروگرافی زمین خاک‌های مختلفی وجود دارد که عبارتند از :



خاک رسی : ذرات رس (Clay) دارای قطری کوچکتر از 0.002 میلی‌متر می‌باشند و در حدود 50% خاک را تشکیل می‌دهند.
خاک‌های رسی چون دارای دانه‌های بسیار ریزی هستند به خاک سرد معروفند و در مقابل رشد گیاهان مقاومت نشان داده و رشد آنها را محدود می‌کنند.



خاک‌های سیلتی :
50% این نوع خاک‌ها را ذرات سلیت تشکیل داده است که دارای قطری بین 0.05 تا 0.002 میلی‌متر می‌باشند و بر حسب اینکه ناخالصی مثل ماسه ، رس و غیره بهمراه دارند به نام خاک‌های سیلتی ماسه‌ای و یا سیلتی رسی معروفند.


خاک‌های ماسه‌ای :
این خاک‌ها از 75% ماسه تشکیل شده‌اند. قطر دانه‌ها از 0.06 تا 2 میلیمتر است و بر حسب اندازه دانه‌های ماسه به خاک‌های ماسه‌ای درشت ، متوسط و ریز تقسیم می‌گردند. مقدار کمی رس خاصیت خاک‌های ماسه‌ای را تغییر می‌دهد و این نع خاک آب را بیشتر در خود جذب می‌کند تا خاک‌های ماسه‌ای که فاقد رس هستند.


خاک‌های اسکلتی :
خاکهای اسکلتی به خاکهایی اطلاق می‌گردد ک در حدود 75% آن را دانه‌هایی بزرگتر از 2 میلی‌متر از قبیل قلوه سنگ ، دیگ و شن تشکیل می‌دهند. این خاک‌ها ، آب را به مقدار زیاد از خود عبور می‌دهند و لذا همیشه خشک می‌باشند.
نیم‌رخ عمومی خاک‌ها
نیم‌رخ خاک‌ها معمولا از 3 افق A,B,C تشکیل شده است.



افق A : که به نام خاک بالایی نامیده می‌شود، فوقاتی‌ترین منطقه خاک است و این همان افقی است که رشد و نمو گیاهان در آن نفوذ می‌کنند. این افق از مواد خاکی نرم (رس) که غنی از مواد آلی و موجودات زنده میکروسکوپی است تشکیل یافته است که وجود این مواد آلی باعث رنگ خاکستری تا سیاه این افق می‌گردد. البته این زمین غالبا برای کشاورزی مناسب می‌باشند. اکسیدهای آهن و همچنین بعضی از مواد محلول ممکن است از این منطقه به افق B برده شوند و در آنجا رسوب کنند.


افق B : قشر بین افق A و C را یک قشر دیگر تشکیل می‌دهد که به نام افق B یا خاک میانی نامیده می‌گردد. در این افق عمل تخریب و تجزیه به مراتب بیشتر از افق C پیشرفت و اثر کرده است و از کانی‌های سنگ مادر فقط آن دسته دیده می‌شوند. که بسیار مقاومند (مثل کوارتز) ولی سایر کانی‌ها به شدت تجزیه شده‌اند. این افق معمولا از مواد رسی ، ماسه و شن‌های ریز و درشت و گاه مقادیر کمی بقایای نباتی تشکیل شده است. در این افق علاوه بر مواد رسی ، در آب و هوای مرطوب ، اکسیدهای آهن و همچنین مواد محلول‌تر که بوسیله آب‌های نفوذی از افق A به آنجا آورده شده‌اند دیده می‌شوند.


افق C : که به آن خاک زیرین نیز گفته می‌شود، افقی است که مواد سنگی به میزان خیلی کم تخریب و تجزیه شده‌اند و در نتیجه سنگ‌های اولیه زیاد تغییر نکرده بلکه بصورت قطعات خرد شده می‌باشند. زیر این منطقه سنگ‌های تخریب نشده یعنی سنگ اولیه قرار دارد که هیچگونه تخریب و یا تجزیه‌ای در آن صورت نگرفته است.

فلزات سنگین و نقش انها در الودگی خاک

مقاومت و پایایی عناصر سنگین در خاک نسبت به سایر آلاینده‌ها بسیار طولانی بوده و آلودگی خاک توسط فلزات سنگین تقریبا دایمی است.
محمد علی مشکوه رئیس مجتمع آموزش جهاد کشاورزی ملاصدرا یزد در مقاله‌ای تحت عنوان «تاثیر عناصر آلاینده بر خاک»، منابع آلاینده خاک، راه‌های ورود این آلاینده‌ها و تاثیر دراز مدت آنها بر خاک را بررسی کرده است.
در این مقاله آمده است: وقتی تعادل میان اجزا و عناصر تشکیل دهنده خاک به دلیل افراط یا دخالت انسانی بر هم بخورد، باید منتظر بروز اختلالات بسیاری بود. افزودن بیش از حد کودهای شیمیایی به خاک به منظور افزایش محصول ممکن است سبب بروز اشکال در وظیفه تصفیه‌کنندگی خاک شود. هم چنین آب زهکشی دارای ترکیبات کود شیمیایی زیاد نیز می‌تواند مانند آبیاری بیش از حد با آب دارای کیفیت نامناسب سبب شور شدن خاک در جای دیگر شود.
این مقاله می‌افزاید: عناصر کمیاب و سنگین از جمله آلاینده‌هایی هستند که با اضافه شدن به خاک از طرق مختلف به ویژه تخلیه فاضلاب‌ها، روی سطوح کمپلکس جذب کننده خاک قرار گرفته و باعث آلودگی شیمیایی خاک گردد که سپس وارد زنجیره غذایی انسان و دام می‌شوند و مخاطرات بهداشتی ناگواری را در محیط زیست به بار می‌آورند.
مشکوه منابع اصلی این آلاینده‌ها را شامل مواد مادری این عناصر که در اثر هوازدگی، آزاد می‌کند و وارد خاک می‌شوند و همچنین منابع خارجی دانسته است که از راه‌های مختلفی وارد خاک می‌شوند.
بارش عناصر سنگین و رادیو اکتیو از جو به زمین شامل احتراق سوخت‌های فسیلی، اگزوز اتومبیل‌ها، ذوب فلزات، صنایع شیمیایی، سوزاندن زباله‌ها و ضایعات، رادیو ایزوتوپ‌های حاصل از سوانح رآکتوری و آتش سوزی‌های بزرگ، تنها یکی از راه‌های آلودگی شیمیایی خاک است.
مواد شیمیایی مصرف شده در کشاورزی، تخلیه فاضلاب‌ها، اماکن متروکه صنعتی مانند کارخانه‌های گاز، صنایع الکتریکی، دباغی‌ها یا صنایع چرم‌سازی و حتی فعالیت‌های ورزشی و تفریحی مثل تیراندازی از موارد بسیار موثر در آلودگی خاک هستند.
این مقاله می‌افزاید: از میان تمام آلاینده‌های شیمیایی، به نظر می‌رسد عناصر کمیاب و فلزات سنگین، اثرات اکولوژیکی، بیولوژیکی و یا بهداشتی خاصی روی محیط زیست موجودات زنده ساکن روز کره زمین داشته باشد.
امروزه از میان منابع آلاینده‌، معادن فعال، مصرف سوخت‌های فسیلی و کودها و سموم کشاورزی از جمله مهم‌ترین عوامل آلودگی بیوسفر به این عناصر محسوب می‌شوند.

فرسایش خاک، علل وعوامل
یکی ازعواملی که درکشاورزی بسیارمورد توجه قرارمی گیرد وعامل اصلی نابودی بسیاری اززمین های خاصلخیزکشاورزی وتبدیل آن به مکان های غیرقابل کشت می باشد پدیده فرسایش خاح است.

متاسفانه درکشورما به دلیل توجه بیشتر مسئولان کشوری به بخش صنعت وعدم توجه آنان به بخش کشاورزی ونادیده گرفتن مشکلات آن،باعث شده که این،مسیر قهقرایی،سرعت بیشتری بگیرد.

فرسایش خاک ازجمله نگرانی های عمده زیست محیطی قرن حاضراست. برپایه برآوردهای انجام شده براثرفرسایش خاک سالیانه چندین میلیون هکتارازاراضی کشاورزی جهان به کام نابودی کشیده می شود. برپایه همین برآوردپیش بینی می شودکه تاسال 2010 میلادی یک سوم تا یک پنجم اراضی کشاورزی براثرفرسایش خاک عقیم وغیراستفاده شوند.

فعل وانفعالات فرسایش خاک وجایگزینی تپه های شنی به جای بسترهای حاصلخیزخاک تاسف انگیزاست واین فرآیند باعث مهاجرت هزاران نفرازروستائیان به سمت شهرها می گردد.
یکی ازاساسی ترین مسائلی که باعث فرسایش خاک درایران وجهان شده است مسئله سیلاب هاست.

جنگل هاطی قرنن های طولانی موجب پایداری خاک وذخیره سازی آب ورونق فعالیت های گوناگون کشاورزی بوده اند،ولی به مروروبا ازمیان رفتن تدریجی جنگل ها وپوشش های گیاهی دراین بهشت سرسبزخداوندی ،جاری شدن سیلاب متداول شده است .

هنگامیکه پوشش جنگلی براثرقطع بی رویه حالت مناسب وتراکمی خودرا ازدست می دهد .خاک آن منطقه به علت کمبود شاخ وبرگ وفاصله ایجاد شده بین آنها دربرابربارانهای شدید ورگبارهای تند بی دفاع مانده ومقاومت خودرا ازدست می دهد وبا کمترین بارش تند،مرگبارترین سیلابها را بوجود می آورد.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی ،باران هایی که برسطح خاک می بارد علاوه برشستن خاک وتبدیل شدن به روان آب توانایی نفوذ به داخل زمین را ازدست می دهد .
پیامد بوجود آمدن روان آب وعدم نفوذ آب درخاک،پائین رفتن سفره های آب زیرزمینی است که اصلی ترین منبع آبیاری گیاهان درمناطق خشک است. به مرروزمان آنقدرآب وخاک وجود نخواهدداشت که یک کشاورزبتواند مایحتاج روزانه خودرا به دست آورد. ازاین روپدیده مهاجرت به شهرها شدت بیشتری خواهد گرفت که پیامدهای خاص خودرا به دنبال خواهدداشت.

متاسفانه درکشورما پدیده تخریب جنگل ها روند سریعی را درپیش گرفته است.عریانی بیش ازحد دامنه شمالی کوههای البرزکه درروزگاری نه چندان دورپوشیده ازجنگل وبیشه بوده است اکنون به خاطربی توجهی ما انسان ها درمعرض نابودی کامل قرارگرفته وفرسایش خاک،تراکم حرارتی ناشی ازتغییرات جوی ،کاهش رطوبت وازهمه مهمترتقلیل ونابودی پوشش گیاهی (به علت قطع بی رویه وعدم کاشت همزمان درخت ) ازپیامدهای نامطلوب این بی رحمی انسان نسبت به طبیعت اطراف خود است .
شرایط اقلیمی ووضع کنونی زمین شناسی به گونه ای است که آن را به صورت یک کشورمستعد به فرسایش خاک درآورده است . ولی حقیقت آن است که میزان فرسایش خاک درایران بیش ازمقدارمورد نظرمی باشد.آمارنشان می دهد که تلفات خاک دراثرفرسایش درمملکت ما چندین برابربیش ازمیانگین آن درکشورهای آفریقایی واروپایی است.

فرسایش خاک درایران یک مسیرصعودی داشته وبراساس اطلاعات منتشرشده متوسط سالانه تلفات خاک ناشی ازفرسایش درایران رشد قابل توجهی داشته است.به عقیده عموم کارشناسان مهمترین علت فرسایش خاک عوامل انسانی است.افزایش رشد جمعیت دراین دوران با نرخ سرسام آورآن نیازهای اقتصادی زیادی به دنبال داشته است ودرنتیجه جمعیت نیازبه مکانی برای زندگی دارند وافراد سودجوازاین مورد استفاده کرده وبه تخریبت جنگلها می پردازند.متاسفانه ناتوانی مراکزترویجی دراشاعه فرهنگ استفاده صحیح ازجنگل ها ومراتع براساس اصول علمی وفقدان مدارس آموزش منابع طبیعی کافی برای روستائیان وعشایرازعلل دیگرروند فوق بوده است.

برمبنای دلایل فوق انسان ازطریق افزایش تعداد دام درسطح مراتع وتخریب غیرقانونی جنگل ها ،عدم کاربری صحیح اراضی کشاورزی ،استفاده نادرست ازمنابع آبی وگاهی ازطریق احداث خطوط جاده ای وبهره برداری غلط ازمعادن و... ،فرسایش خاک را ازحالت طبیعی ومعمول خود خارج ساخته وبرآن دامن زده است. علاوه براین می توان به عدم تخصیص بودجه مناسب جهت مبارزه با پیشرفت بیابان ها وهمچنین عدم توجه به حفظ زمین های زیرکشت اشاره کرد.

با نیم نگاهی به تاریخچه کشاورزی کشورهای توسعه یافته،می توان دریافت که این کشورها دارای برنامه ریزی صحیح دربخش کشاورزی بوده وکمبود بودجه بخش صنعت خویش را ازدرآمد های بخش کشاورزی تامین می کنند. کشورهایی مانند آمریکا،فرانسه ،ژاپن ازاین راه علاوه برخودکفایی دربخش کشاورزی دارای صنعتی توسعه یافته نیزهستند.
گفتنی است کشورهند درسال 1975 دارای فرسایش خاکی درحدود5میلیاردتن خاک درسال بوده است وبا حمایت ماهاتما گاندی درسال 1985 موفق به تأسیس دفترملی عمران اراضی هند شدکه هدفش به زیرکشت بردن سالانه 5میلیون هکتارازاراضی بایراین کشوروتبدیل آن به اراضی کشاورزی بود.
این روند شامل گسترش زمین های کشاورزی وگسترش مناطق جنگلی بودکه تاحدبسیارزیادی مانع ازافزایش میزان فرسایش خاک درآن کشورگردید.

خاک و خاکشناس:

خاک، ترکیب پیچیده ای است که در شاخه های مختلف از علوم، مورد بررسی قرار میگیرد. از رشته خاکشناسی soil science که جنبه های زیستی آن را بیشتر از همه مورد توجه قرار میدهد تا رشته های مکانیک خاک که جنبه هائی از خاک را که در احداث سازه های مختلف مورد نیاز است، همه را در بر میگیرد.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید حتی در ساخت شیره انگور و در قسمت های دیگر از صنایع غذائی و شوینده ها ، در صنایع فولاد، خاک نسوز،چینی، کاشی و حتی دفترچه های بیمه شما که دیگر کاربن نمی خواهد همه از نوعی از خاک در آن استفاده شده است.

از دید مهندسین کشاورزی یا خاکشناسان، خاک یک ترکیب پیچیده از ماده های بیوژئوشیمیائی محسوب میشود. متخصصین این رشته سعی می کنند تا سر حد امکان شرایطی را فراهم کنند تا گیاهان در آن امکان رشد و نمو یابند و از این طریق نه تنها امنیت غذائی ملتها را تامین کنند بلکه جلوی سیلابهای ویرانگر و طوفانهای شن نیز گرفته میشود.

افزون بر آن خاکها سیستمهای اکولوژیکی فعالی هستند که وظیفه نگهداری گیاهان را بر عهده دارند و تامین کننده آب و مواد غذائی برای گیاهان می باشند. از سوی دیگر هوای لازم برای نگهداری و رشد انبوه میکروارگانیسم هائی که در چرخه ماده های حیاتی دخالت دارند، بوسیله خاک تامین می شود.

فعالیت در زمینه فرسایش و حفاظت خاک، در حوزه های فعالیت متخصصین این رشته است. (هر چند که تخصصی تر شدن دروس این رشته و حذف برخی دروس از دوران کارشناسی احساس میشود). جالب است بدانید در یک برنامه حساب شده علمی به موازات احداث یک سد، فعالیت متخصصین حفاظت خاک و آبخیزداری شروع میشود. چرا که این دانشمندان سعی بر این دارند که فرسایش خاک یعنی کنده شدن بیش از حد و حرکت خاک را که فراتر از روند طبیعی آن صورت میگیرد را کند یا متوقف کنند و خاک را تثبیت نمایند. چرا که در غیر اینصورت سدهای احداثی به جز انبار رسوب نخواهند بود و طول عمر سدها کاهش یافته که میلیاردها تومان خسارت مالی در بر خواهد داشت.

در این رشته شیمی خاک، حاصلخیزی و تغذیه گیاه و کود، بیولوژی خاک و بیوشیمی، فیزیک خاک، رده بندی و ژنز خاک، فرسایش ( آبی و بادی ) و حفاظت خاک و کیفیت خاک و ... در کلیه سطوح مورد بحث و تحقیق موشکافانه قرار گرفته و این رشته را به رشته ای حیاتی، ظریف اما کاملاً فنی و استراتژیک در دنیا مطرح ساخته است. متاسفانه در زمینه های ذکر شده شکاف بین کشورهای پیشرفته با سایر کشورها زیاد است که تلاش و همت بزرگی را از محققین و مسئولین می طلبد. بعنوان مثال مشکلاتی همچون سیل هائی مثل گلستان و سایر فجایع برای اکثر کشورهای پیشرفته کاملاً حل شده است.

اما خاک از دید مهندس عمران، در زمینه های راه و سد و ساختمان، بحثی دیگر و شاید معکوس است، هر چند در برخی زمینه ها همپوشانی را با کار مربوط به خاکشناسان احساس می کنیم. یک مهندس عمران سعی می کند خاک را فشرده کند یعنی عکس کار یک خاکشناس، که از دید بیولوژیکی کار می کند و حتی الا مکان سعی میکند که استحکام را بیشتر کند. شما نشست ابنیه ، ترک برداشتن برخی سازه ها و حتی درز و شکاف جاده و خیابان را دیده اید، که یکی از دلایل آن مربوط به خصوصیات خاک است که شرح مفصل آن در این مقال نمی گنجد.

چاپ این مطلب: کلیک کنید

حاصلخیزی خاکهای زراعی
سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:12 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیزاده | ( 0 نظر )

نقش مواد آلی در افزایش سطح حاصلخیزی خاکهای زراعی

  مقدمه: توان تولید و باروری خاک از فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهرهبرداری از خاک موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبرانناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از کشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات کشاورزی باید دست کم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاک دارد. مشکل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات کشاورزی میباشد که در آن کمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و کاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهرهوری از منابع آب و خاک و منابع غذایی باید به گونهای باشد که هدف فوق تحقق یابد.

اهمیت حاصلخیزی خاک: حاصلخیزی خاک توصیفکننده توانایی و قابلیت خاک برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاک، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و
سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیکی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت که توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و کشاورزی به عنوان یک سیستم پایدار درون اکوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» که به معنی «انرژیزیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یک قسمت از اکوسیستم کشاورزی در نظر گرفته شدهاند. استانداردهای بیودینامیک محدودتر از کشاورزی آلی بود و در کشاورزی بیودینامیک متدهایی شبیه به هومیوپاتی کنونی رایج بوده است و سرانجام بحث کشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).

هر چند استفاده از کودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئنترین راه برای تامین حاصلخیزی خاک به شمار میرود، لیکن هزینههای زیاد مصرف کود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاک، نگرانکننده است. بنابراین، استفاده کامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیکی) به همراه کاربرد بهینهای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیتحیاتی خاک ایفا میکند. در ایران با اقلیم غالب خشک و نیمه خشک نه تنها خاکها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (کمتر از یک درصد) بلکه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاک بسیار دشوار میباشد.

شکل 1- دشواری حفظ مواد آلی در خاکهای زراعی مناطق خشک و نیمه خشک (Laegried و همکاران، 1999).

علاوه بر آن با توجه مشکل یارانهای کودهای شیمیایی، هدف دستیابی به افزایش عملکرد هکتاری، علاوه بر ترمیم مواد آلی خاکها میباشد که مستلزم حمایتهای عملی دولت و نیازمند عزم ملی میباشد چرا که علاوه بر ترویج فرهنگ مصرف کودهای آلی در کشاورزی، نیاز به تولید انبوه این کودها میباشد.

l سلامت و کیفیت خاک: مواد آلی به علت اثرات سازندهای که بر خصوصیات فیزیکی (پایداری خاکدانهها)، شیمیایی (افزایش ظرفیت نگهداری عنصری) و بیولوژیکی (اکتیویته بیوماس میکروبی) دارد، به عنوان رکن باروری خاک شناخته شده است. به طور خلاصه نقش ماده آلی در تامین سلامت و کیفیت خاک را میتوان به شرح زیر بیان داشت:

1ـ منبع کربن و انرژی برای میکروارگانیسمهای خاک، 2ـ منبع عناصر غذایی نظیر نیتروژن، گوگرد، فسفر و … ، 3ـ پایداری و نگهداری ذرات خاک به عنوان خاکدانه یا خاک واحد و کاهش خطر فرسایش خاک، 4ـ توسعه تخلخل خاک و افزایش ظرفیت نگهداری هوا و آب و تسهیل توسعه و رشد ریشهای، 5ـ حفظ و ابقای عناصر غذایی و جلوگیری از هدررفت آنها با افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) و ظرفیت تبادل آنیونی (AEC)، 6ـ جلوگیری از فشردگی و تراکم خاک با پائین نگهداشتن وزن مخصوص ظاهری و ممانعت از ایجاد قشرها و پوستههای سخت، ترک و گسل، 7ـ افزایش قابلیت خاکورزی و تغییر در خصوصیات خاک مثل کاهش چسبندگی، افزایش نفوذپذیری و نرمی خاک، 8ـ ابقای کربن از اتمسفر و دیگر منابع، 9ـ کاهش اثرات محیطی منفی مثل اثر حشرهکشها، فلزات سنگین و بسیاری از آلایندههای دیگر، 10- افزایش قدرت بافری خاک و مقابله با تغییرات سریع اسیدیته خاک و 11- افزایش سرعت نفوذ آب در خاک و کاهش تولید رواناب.

l اثر مواد آلی بر حاصلخیزی و باروری خاک: همانگونه که ذکر شد توان باروری خاک حاصل اثرات سازنده فرایندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک است. لذا مناسب خواهد بود تا به طور اختصار اثرات مواد آلی بر این ویژگیها مورد بررسی قرار گیرد.

l ویژگیهای فیزیکی خاک: ویژگیهای فیزیکی خاک که از عوامل مهم و مشخصکننده رشد گیاهان میباشند، خود تابع عوامل مختلف است. در این بحث اثر متقابل مهمترین خواص فیزیکی خاک و ماده آلی مورد بررسی قرار میگیرد.

1ـ رنگ خاک: رنگ خاک شاخص دقیقی برای تعیین حاصلخیزی نیست زیرا شاخصی کیفی به شمار میرود. در برخی موارد رنگ تیرة خاک میتواند نشاندهندة میزان مادة آلی مناسب و کافی باشد. هر چه رنگ خاک زراعی تیرهتر باشد به دلیل گرمتر شدن زودتر سطح خاک، در بهار زمان کشت تسریع میشود.

2ـ ساختار خاک: آرایش ذرات خاک در تشکیل خاکدانهها، اندازه و پایداری خاکدانهها، بر روی تخلخل، نفوذپذیری و مقاومت آنها بسیار مؤثر است و ماده آلی به دلیل ایجاد هسته مرکزی در تشکیل خاکدانهها در پایداری و قوام آنها بسیار موثر است (رجوع به نشریه فنی شماره 297).

3ـ تخلخل خاک و نفوذپذیری آن:تخلخل خاک مبین حجم منافذ و روزنههای خاکی است و معبری برای جریان آب و هوا محسوب میشود. میزان تخلخل خاک (60-30 درصد)، تابعی از ساختمان، بافت و محتوای ماده آلی خاک میباشد. مادة آلی با بهبود شرایط خاکدانهسازی، وضعیت تخلخل خاک و نفوذپذیری آن را بهبود میبخشد.

4ـ بافت خاک: بسیاری از خواص خاک مثل تخلخل، نفوذپذیری، قابلیت فراهمی و ابقای عناصر غذایی تابعی از بافت خاک میباشند. ذرات شنی با اندازه mm2-05/0 بر توزیع هوادهی و زهکشی خاک بسیار مؤثرند اما در حاصلخیزی خاک نقش کمتری دارند. رس که اندازه ذرات آن کوچکتر از mm002/0 است واجد بار منفی، سطح ویژة وسیع و خاصیت ابقای عناصر غذایی میباشد اما در کلاسهبندی بافت خاک خواص فیزیکی کمرنگتری در نفوذپذیری و زهکشی دارد. مادة آلی دارای خاصیت اصلاحکننده بافت در خاکهای سبک و سنگین است.

5ـ ظرفیت نگهداری آب خاک: میزان ظرفیت نگهداری آب خاک متأثر از نوع بافت و میزان مادة آلی میباشد. در حالتهای مختلف میزان آب خاک متفاوت است.

6ـ عمق خاک: عمق ریشهها بر مقدار خاک در دسترس ریشهها که آب و مواد غذایی را برای گیاه تأمین میکند، موثر است و بوسیله سطح ایستابی، سنگ بستر، کفهها و سخت لایهها و pH پائین محدود میشود.

7ـ شیب خاک: میزان رواناب تابعی از شیب خاک است، زیرا میزان فرسایش در آن بالاتر است و برای کاهش فرسایش خاک، عملیات مدیریتی خاصی را طلب میکند. ماده آلی با افزایش نفوذپذیری خاک باعث کاهش رواناب ایجاد شده و کاهش فرسایش میشود.

l خواص شیمیایی خاک:

1ـ کلوئیدهای خاک: کلوئیدهای خاک از بخشهای فعال شیمیایی خاک میباشد که شامل رس، هوموس و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشند. کلوئیدها دارای بار منفی هستند و مجموع این بارهای منفی ظرفیت تبادل کاتیونی نامیده میشود. CEC مبین مقدار کاتیون ابقا شده در 100 گرم خاک (آون خشک) میباشد که بر حسب سانتیمول در کیلوگرم (Cmol/kg) بیان میشود. جدول یک میزان CEC کلوئیدهای خاکی آلی و برخی رسهای لایهای نشان داده شده است.

جدول 1- مقادیر CEC چند کلوئید خاکی در مقایسه با ماده آلی هوموس (Brady، 1990)

کلوئید خاکی

CEC (Cmol/kg)

هوموس

300

ورمیکولیت

120

اسمکتایت

90

میکای ریزدانه

25

کائولینیت

5

اکسیدهای آبدار

3


میزان جذب کاتیونی تابعی از بار، اندازه و غلظت کاتیون است. اگر دو کاتیون همبار باشند، کاتیون واجد شعاع بزرگتر، قویتر جذب میشود زیرا کاتیونهای بزرگتر، شعاع آبگیری کوچکتری دارند. CEC در تمام خاکها تابع میزان رس، نوع رس، مادة آلی، pH و اکسیدهای آهن و آلومینیوم میباشد. علاوه بر تاثیر مواد آلی در ویژگیهای شیمیایی، از اثرات مهم این مواد تامین عناصر غذایی و برقراری توازن تغذیهای میباشد. عدم مصرف مواد آلی در اراضی زراعی باعث لطمات غیر قابل جبرانی در حاصلخیزی خاکها میشود. متاسفانه مصرف کودهای آلی در جامعه کشاورزی ما، تقریب به بوته فراموشی سپرده شده است. علیرغم دشواریهای اجرایی، وزارت جهاد کشاورزی برای نیل به کشاورزی پایدار، در نظر دارد تهیه مواد آلی را مورد توجه و حمایت قرار دهد. خوشبختانه منابع تامین کودهای آلی در ایران دارای تنوع زیادی است و شامل کودهای حیوانی، کمپوست حاصل از بقایای شاخه و برگ گیاهان، کمپوست حاصل از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حاصل از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچخوراکی، از تخمیر سبوس برنج و کلش گندم، کمپوست حال از ضایعات کشت و صنعتهای تولید قارچ خوراکی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات دخانیات و چای خشک کنی، کمپوست حاصل از ضایعات کارخانجات قند، کمپوست حاصل از تخمیر زبالههای شهری، شاخههای هرس شدهچای، خرما، کمپوست حال از تخمیر فاضلاب شهری، کمپوست حال از ضایعات حاصل از ضایعات نیشکر، کودهای آلی حاصل از ضایعات بسته و پودر استخوان و سایر مواد مشابه که علاوه بر اصلاح نسبت کربن به ازت، غلظت عناصر غذایی مورد استفاده گیاهان زراعی را افزایش میدهد. در

جدول 2 چند نمونه از مواد کودهای آلی با درصد عناصر غذایی موجود در آنها گنجانده شده است.

جدول 2ـ درصد عناصر غذایی موجود در شماری از مواد و
کودهای آلی (بایبوردی و همکاران، 1379)

  

منبع کود آلی

ازت

فسفر

پتاسیم

کلسیم

منیزیم

گوگرد

کلر

لجن فاضلاب فعال شده

0/6

2/2

ـــ

5/2

5/1

4/0

5/0

خون خشک شده

0/13

ـــ

ـــ

5/0

ـــ

ـــ

6/0

آرد استخوان (خام)

5/3

0/22

ـــ

5/31

0/1

2/0

2/0

آرد پوسته کاکائو

5/2

0/1

0/3

5/1

5/0

ـــ

ـــ

آرد پنبه دانه

6/6

5/2

5/1

5/0

5/1

2/0

ـــ

پسمانده ماهی (اسیدی شده)

7/5

0/3

ـــ

5/8

5/0

8/1

5/0

پسمانده ماهی (خشک شده)

5/9

0/6

ـــ

5/8

5/0

2/0

5/1

کود زباله خانگی

5/2

5/1

0/1

5/4

5/0

4/0

3/1

آرد پوست بادام

2/7

5/1

2/1

5/0

5/0

6/0

1/0

آرد پوست بادامزمینی

2/1

5/0

8/0

ـــ

ـــ

ـــ

ـــ

پیت

7/2

ـــ

ـــ

0/1

5/0

0/1

1/0

آرد سویا

0/7

2/1

5/1

5/0

5/0

2/0

ـــ

کود مایع، حیوانی

0/7

0/10

ـــ

5/15

5/0

4/0

7/0

ساقه توتون

5/1

5/0

0/5

0/5

5/0

4/0

2/1


n برقراری توازن تغذیهای: باروری و حاصلخیزی یک خاک علاوه بر وابسته بودن به مقدار عناصر غذایی به توازن و تعادل آنها نیز شدیداً وابسته است. به طوری که در حالت عدم توازن و تعادل تغذیهای، مصرف کودها نه تنها موثر واقع نمیشود، حتی در بعضی مواقع در جهت عکس عمل کرده و کشاورزان را متحمل ضررهای اقتصادی فراوانی میکنند. مثلاً در سطح ثابت K،افزایش کود ازتی نه تنها افزایش عملکردی را به دنبال نداشته بلکه در بعضی مواقع منجر به کاهش آن نیز شده است، لذا اهمیت توازن تغذیهای در بعضی موارد و در مورد بعضی عناصر بیش از خود آنهاست بطوریکه متخصصین تغذیه اغلب برای آگاهی از وضعیت تغذیهای گیاهان نسبتهای بین عناصر را به غلظت واحد آنها ترجیح میدهند، اما از طرفی هم ایجاد توازن تغذیهای و مصرف متعادل کودهای شیمیایی کاری بسیار دشوار و وقتگیر است و نیازمند صدها آزمایش کودی در مناطق مختلف میباشد که غالباً هم به خاطر شرایط پیچیده خاک، نیاز و قدرت متفاوت گیاهان، رفتارهای متفاوت عناصر در خاک، عوامل متغیر محیطی و شرایط مدیریتی مزرعه نتایج مطلوبی نمیدهند. بنابراین استفاده از کودهای دامی که اکثریت عناصر مورد نیاز گیاهان را تقریباً به نسبتی که آنها جذب میکنند دارا هستند دامنه موفقیت را افزایش میدهند. چرا که در یک تن کود دامی خوب 4 کیلوگرم N- 3 کیلوگرم P2O5- 3/5 کیلوگرم K2O- 4 کیلوگرم Cao- 2 کیلوگرم MgO – 5/0 کیلوگرم گوگرد و به مقداری کمتر ریزمغذیها وجوددارد و خاک را در درازمدت در جهت تعادل پیش خواهد برد. بنابراین با افزودن 30 تن کود دامی مرغوب به یک هکتار خاک زراعی حدود 120 کیلوگرم ازت، 90 کیلوگرم فسفر، 160 کیلوگرم پتاسیم و … به خاک افزوده میشود که تقریباً با نیاز گیاهان مطابقت دارند و البته بسته به نوع خاک و گیاه بایستی کاستیها را توسط کودهای شیمیایی جبران نمود.

n اثر مواد آلی بر خواص بیولوژیکی خاک: خاک یک محیط زنده است که بسته به نوع آن در هر سانتیمتر مکعب آن میلیونها موجود زنده از جمله قارچها، باکتریها و … زندگی میکنند و مهمترین نقش را در تخریب و تحول مواد آلی در خاک بر عهده دارند و به مراحل هوموسی و معدنی شدن مواد آلی سرعت میبخشند.

با مطالعه بیولوژی ارگانیسمهای خاک میتوان دریافت که با افزایش مواد آلی خاک، محیط جهت رشد آنها مساعدتر شده و بر جمعیت آنها افزوده میشود، طوری که هر چه مواد آلی خاک (تا حدی) افزایش یابد ارگانیسمهای آن زیاد شده و خاک شکل زندهتری به خود میگیرد و هر چه خاک زندهتر باشد به دلایل زیر حاصلخیزتر خواهد بود:

تولید هوموس (هوموس به خاطر خواص کلوئیدی یکی از ارکان حاصلخیزی خاک است)،

معدنی شدن وگردش سریع عناصر غذایی،

افزایش جذب عناصر غذایی توسط گیاهان به خصوص در مورد فسفر،

افزایش تثبیت ازت (باکتریهای آزاد-ریزوبیومها و …) و

اکسیداسیون گوگرد و تبدیل آن به شکل قابل جذب (SO2-4) که این مسئله در خاکهای آهکی کشور ما اهمیت قابل ملاحظهای دارد، چون که در این نوع خاکها به علت بالا بودن pH تیوباسیلوسها جمعیت کمی داشته و افزایش عنصری به خاکها اغلب بیثمر بوده و به شکل قابل جذب آن تبدیل نمیشود، لذا با وجود ماده آلی میکروارگانیسمهای دیگر وارد عمل شده و در نتیجه گوگرد را به سولفات که قابل استفاده برای گیاهان است تبدیل مینمایند (Moody، 1994). در سطور گذشته راجع به اثرات مواد آلی به خواص سه گانه خاک بحث شد. حال این سئوال مطرح است که چه عواملی میزان مواد آلی خاک را کنترل میکنند؟

n عوامل کنترلکننده ماده آلی در خاک : مقدار ماده آلی خاک به وسیله تعادل بین اضافه شدن مواد آلی گیاهی و جانوری و مقدار هدررفت و تجزیه آن کنترل میشود. مکانیسمهای اضافه شدن و کاهش یافتن ماده آلی به وسیله عوامل و فعالیتهای مدیریتی به شدت تحت کنترل قرار میگیرند. مقدار آب قابل دسترسی برای رشد گیاه اولین فاکتور کنترل کننده در تولید مواد گیاهی است. حاصلخیزی خاک و میزان دمای هوا دو عامل عمده دیگر به شمار میآیند. سرعت تجزیه ماده آلی در دمای نزدیک به صفر درجه خیلی پائین است اما با افزایش دما سرعت تجزیه ماده آلی به شدت افزایش مییابد. استرس و تنشهای اعمال شده و وجود مواد شیمیایی سمی در خاک میتوانند از عوامل محدودکننده تولید بیوماس گیاهی باشند. میزان شدت تابش نور خورشید، محتوی دیاکسید کربن در اتمسفر و رطوبت نسبی از عوامل کنترلی دیگر میباشند. مقدار ماده آلی که در خاک باقی میماند به جمعیت مصرفکننده هتروتروف وابسته است. مجموعه عملیات مدیریتی که موجب افزایش مقدار مواد آلی میشود شامل اقداماتی برای افزایش تولیدات گیاهی، جلوگیری از هدررفت و اقداماتی برای جلوگیری از تجزیه و تخریب سریع مواد آلی میشود که شامل موارد زیر میباشد:

1- افزایش عملکرد و تولیدات گیاه با اعمال:

آبیاری،

کوددهی مناسب و افزایش تولید بیوماس گیاهی،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop)،

بهبود و اصلاح زیستی گیاهان ایستا،

احیاء جنگلداری و

احیاء چمنزارها و مراتع.

2- افزایش فراهمی مواد آلی:

حفاظت از آتشسوزی و عدم آتش زدن مزارع بعد از درو،

کنترل آفات، حشرات، جوندگان،

استفاده از کود دامی و فاضلاب غنی از کربن،

کنترل شخم،

استفاده کنترل شده گیاهان به منظور چرا در موقع مقتضی و

ممانعت از چرای بیرویه.

3- کاهش تجزیه یا تخریب ماده آلی:

کاهش یا حذف شخم غیر ضروری،

استفاده از گیاهان پوشاننده (Cover crop) و

نگهداری حالت اشباع خاک در برخی موارد خاص، هر چند ممکن است باعث برخی مشکلات دیگر شود (White، 1997).

n مروری بر کودهای آلی: تاکنون در مورد اهمیت ماده آلی در خاکها بحث و گفتگو شد، در ایجاد مروری بر منابع کودهای آلی و انواع آن ضروری به نظر میرسد. کودهای آلی شامل کودهای حیوانی، سبز، ضایعات کشاورزی و زباله شهری (کمپوست) میشوند.

1- کودهای دامی: کودهای دامی یا حیوانی را سرگین و گمیز دامها و کاه و کلشی که برای تهیه بستر آنها به کار میرود، تشکیل میدهند، این کود شامل دو بخش مایع و جامد میباشد که از لحاظ وزنی، تولید کود اصطبلی جامد سه برابر مقدار مایع آن است. حدود نیمی از ازت و پتاسیم و تمام فسفر کود اصطبلی در قسمت جامد آن متمرکز شده است، ولی از آنجا که فضولات دامی دارای مقدار زیادی ازت قابل جذب است، این مواد دارای جنبه اقتصادی با ارزش میباشند و به همین دلیل کودهای حیوانی باید پیش از خشکیدن در کشتزار پخش و در خاک دفن شوند تا ازت آنها به صورت آمونیاک به هدر نرود.

جدول 3- ترکیب متوسط کودهای مختلف دامی (Antoun، 1982)

کودگاوی

شیری

گوسفندی

ازت (N)

درصد

26/2

23/2

09/3

62/3

61/3

فسفر (P)

درصد

64/0

54/0

54/0

68/0

99/1

پتاسیم (K)

درصد

04/2

37/1

37/1

97/2

66/1

کلسیم (Ca)

درصد

42/1

32/0

32/0

81/1

09/7

منیزیم(Mg)

درصد

44/0

30/2

30/2

47/0

89/0

سدیم (Na)

درصد

15/0

11/0

11/0

21/0

31/0

گوگرد (S)

درصد

40/0

33/0

33/0

49/0

61/0

روی (Zn)

میلیگرمدرکیلوگرم

85/209

91/154

91/154

00/148

31/468

مس (Cu)

میلیگرمدرکیلوگرم

78/54

67/61

67/61

03/27

92/124

منگنز(Mn)

میلیگرمدرکیلوگرم

18/238

94/402

94/402

78/352

39/528

آهن (Fe)

میلیگرمدرکیلوگرم

13/1856

10/6193

10/6193

51/4368

22/1681

مادهآلی

درصد

19/85

85/79

85/79

30/77

63/73

مادهخشک

درصد

09/20

26/34

26/34

32/30

41/48

EC

دسیزیمنسبرمتر

74/19

80/15

80/15

33/25

00/46

PH

-

5/7

30/7

30/7

0/8

5/7


با ملاحظه جدول 3 و ارزیابیهای مشابه میتوان گفت که کود مرغی از نظر عناصر N، P، Ca، Mg، Na و S از قویترین کودهاست. کود گوسفندی هم از نظر N مشابه کود مرغی ولی از نظر K غنیتر از آن میباشد در مجموع میتوان در میان کودهای دامی متداول ترتیب: کود مرغی < کود گوسفندی < کود گاوی را از نظر غنای عناصر مورد نیاز گیاهان قائل شد. طوری که از نظر ریزمغذیها هم عناصر Zn، Cu و Mn کود مرغی غنی بوده و عنصر آهن هم در کود اسبی بالاترین مقدار را دارد و در این میان کود گاوی حالت بینابین را داراست. بیشتر محققان این اختلافات را به نوع تغذیه حیوانات ربط میدهند و بر این باورند که علفخشک، سیلو، علف تازه و غدهها غنی از پتاسیم هستند و تغذیه با آنها موجب زیاد شدن K در کود دامی میشود، دانهها و بذرها هم محتوی ازت و فسفر زیادند، به همین دلیل هم کودهای مرغی (به علت تغذیه طیور از دانه) محتوی ازت و فسفر بالایی هستند. البته قابلیت جذب هر یک از عناصر غذایی در کودهای دامی را نباید از نظر دور داشت و علاوه بر مقدار مطلق آنها باید این عامل را نیز در بیلان غذایی دخیل دانست. بطوریکه مقدار P و K را تقریباً میتوان صددرصد در بیلان قرار داد. در صورتی که این مطلب برای ازت صادق نیست. در کودهای دامی سه فراکسیون مختلف ازت تمیز داده میشود:

ازتی که مستقیماً قابل جذب است مانند ازت معدنی و اوره.

ازتی که به آهستگی قابل جذب میشود مانند پروتئینها و اسیدهای آمینهو

ازتی که عملاً غیر قابل جذب است مانند ازتی که در ساختمان مواد آلی سخت تجزیه شونده وارد شدهاند.

فراکسیون ازتی که به آسانی قابل جذب است در کود دامی برابر 10درصد و در کود دامی مایع تقریباً برابر 50 درصد است و تاثیر آن تقریباً سریع و مشابه کودهای ازتی معدنی میباشد. اما ازت آلی کودهای دامی به سختی قابل جذب گیاه هستند و بیشتر در ساختمان اسیدهای فولویک، هومیک و هومینها یافت میشوند. در حالت کلی فقط 50 درصد ازت موجود در کود دامی را میتوان در بیلان کودی منظور کرد. در این رابطه باید زمان مصرف کود و سرعت به زیر خاک بردن آن نیز مورد توجه قرار گیرد. به طوریکه افت ازت در صورت به زیر خاک بردن کود دامی برابر 10 درصد و در صورتی که به زیر خاک برده نشوند برابر 90-40 درصد آمونیاک موجود است که این عمل از طریق متصاعد شدن آمونیاک حاصل میشود. بنابراین در یک مدیریت کودی صحیح باید تمام عوامل ذکر شده بالا را در نظر داشت و با توجه به نوع گیاه- تجزیه خاک و نوع کود دامی کم و کاستیهای کود دامی را از کودهای شیمیایی جبران کرد طوری که امروزه برای رسیدن به عملکردهای بالا مخصوصاً در واریتههای پر محصول چارهای جز مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی نیست چرا که کودهای آلی با توجه به سرعت کم معدنی شدن نمیتوانند تمام نیاز غذایی گیاهان پرمحصول را تامین نمایند و استفاده مطلق هم از کودهای شیمیایی، خاک را در جهت تخریب و پسرفت حاصلخیزی سوق خواهد داد. بهتر است در مزارع از کودهای دامی پوسیده استفاده کرد چرا که استفاده از کودهای دامی تازه علاوه بر افزایش علفهای هرز و بیماریها، گیاهان را در اوایل رشد با کمبود ازت (زردی عمومی مزرعه) مواجه میسازند. لذا توصیه میشود حتیالامکان در این حالت همراه ماده آلی از کودهای ازتی استفاده نمایند و برای رهایی از خطر بیماریها و علفهای هرز بهتر است کودهای دامی را به مدت 6-3 ماه در شرایط مناسب نگه داشت تا در اثر تولید حرارت اکثریت این عوامل از بین بروند.

2- کود سبز : کشاورزان سالیان مدیدی است که با چگونگی تهیه کودهای سبز آشنایی دارند و معمولاً در سالهای گذشته که کشاورزی به این حد متمرکز نبود و بشر اینقدر خاک را تحت فشار قرار نداده بود با این مسئله و رعایت آیش، انس بیشتری داشت. در هر حال کود سبز از کشت گیاهان علوفهای با رشد سریع به ویژه از خانواده بقولات و زیر خاک کردن محصول سبز به دست میآید. به علت قابلیت زیاد تجزیه و تخریب این مواد، مقدار هوموس حاصله از کود سبز تا حدودی تحتالشعاع سایر محاسن قرار میگیرد. فواید بسیاری برای دادن کودهای سبز به خاک قایل شدهاند که مهمترین آنها افزایش مواد آلی، افزودن خاک، ازدیاد فعالیتهای زیستی و بالاخره نگهداری و قابل جذب نگهداشتن عناصر غذایی خاک میباشد. یک هکتار کود سبز معمولاً بین 50-25 تن شاخ و برگ و انساج گیاهی تازه را وارد خاک میکند که این خود برابر با 20-10 تن کود حیوانی بوده و میتواند بین 2-1 تن هوموس به خاک بیفزاید که در صورت کمبود کود دامی یکی از بهترین راههای جبران تلفات مواد آلی خاک دادن کود سبز میباشد. در بیشتر مواقع از گیاهان خانواده بقولات به عنوان کود سبز استفاده میشود که در این میان معمولاً نزدیک به 200 کیلوگرم ازت هوا به وسیله غدهها در ریشههای یونجه، 150-100 کیلوگرم در هکتار در ریشههای شبدر و نصف این مقدار در سویا تثبیت میشود. شبدر بین 5/2-2 درصد ازت در شاخ و برگ و غدهخود دارد بنابراین هنگامی که یک هکتار از این گیاه در خاک برگردانده شود نزدیک به 100-80 کیلوگرم ازت به خاک افزوده میشود. پیامد افزایش کود سبز تشدید فعالیتمیکروبهای مفید خاک میباشد که این خود تصعید گازکربنیک و آزاد شدن نیترات و دیگر ترکیبات غذایی را باعث میشود. میکروبهایی مانند ازتوباکتر که ازت خاک را زیاد میکند حساسیتی فوقالعاده به مقدار کربن خاک دارد، هر چه مقدار این ماده بیشتر باشد فعالیت آنها نیز فراوانتر خواهد بود. کودهای سبز به خاطر دارا بودن رویش فوقالعاده و ریشههای قوی میتوانند مقدار زیادی از عناصر محلول را که در شرایط عادی بر اثر شستشو به اعماق پایین خاک حرکت دادهاند جذب خود کنند و با تجزیه و تحلیل سریع خود در زیر خاک آنها را در افقهای سطحی در اختیار زراعت بعدی قرار دهند. همچنین این گیاهان قادرند از فسفاتهای غیر محلول پتاسیم تثبیت شده و عناصر کممصرف، تا حدی زیاد استفاده کنند. بنابراین برگرداندن این گیاهان به خاک علاوه بر بهبود خواص فیزیکوشیمیایی و زیستی سبب تسهیل آزاد شدن عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف میشود. لازم به ذکر است در مناطقی که برای افزایش مواد آلی خاک از کاه و کلش استفاده میشود چرا که کربن بالای کلش موجب تثبیت شدید ازت معدنی میشود و قابلیت جذب ازت در خاک را شدیداً کاهش میدهد به همین دلیل توصیه میشود با استعمال کودهای کلشی همیشه مقداری ازت اضافی به خاک داده شود و در خاکهایی که از نظر ازت مخصوصاً نیترات فقیر هستند برای هر 100 کیلوگرم کلش یک کیلوگرم ازت توصیه میشود. تاثیر مثبت کوددهی با کلش در مقدار کربن آلی خاک بستگی زیادی به قابلیت ازت خاک دارد به طوریکه بوش و گوستر (1985) توانستند با آزمایشهای درازمدت خود نشاندهند که ازدیاد کربن آلی در خاک با استفاده از کودهای ازتی همراه کلش افزایش مییابد. بدینوسیله معلوم میگردد که ایجاد مواد آلی در خاک نه فقط به کربن آلی بلکه به ازت نیز نیازمند است. اما شدت تجزیه مواد آلی در خاک به مقدار لیگنین آنها بستگی دارد. به طوریکه 50 درصد کود دامی، 60 درصد کلش و 80 درصد مواد سبز گیاهی

چاپ این مطلب: کلیک کنید

تخمین دبی به صورت صحرایی
سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:11 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست علیزاده | ( 0 نظر )

تخمین دبی به صورت صحرایی به دو صورت معمول می باشد که ساده ترین روش برآورد و در عین حال دقیق می باشد

لوله افقی

در روش اول که لوله به صورت افقی قرار دارد (به شکل زیر) طول پرتاب آب (x)  در حالتی که سقوطی معادل y=30cm را طی کرده با خط کش اندازه گیری می شود. سپس با توجه به قطر اسمی لوله (به اینچ) و داشتتن x به جدول زیر رجوع کرده و میزات دبی برآوردی را بر حسب لیتر در دقیقه بدست می آوریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول تخمین دبی (لیتر در دقیقه)   در حالتی که لوله به صورت افقی قرار دارد:

فاصله x به سانتیمتر زمانی که y برابر با 30 سانتیمتر می باشد

قطر لوله اینچ

80

75

70

65

60

55

50

45

40

35

30

424

397

371

344

318

291

265

238

212

185

159

2

606

568

530

492

454

416

379

341

303

265

227

2.5

931

874

818

757

700

640

583

526

466

409

352

3

1609

1506

1408

1306

1204

1105

1007

905

802

704

602

4

2528

2373

2214

2055

1896

1737

1578

1423

1264

1105

946

5

3641

3414

3187

2960

2733

2506

2279

2051

1824

1597

1370

6

6340

5942

5545

5148

4750

4353

3963

3565

3168

2771

2373

8

9917

9292

8668

8062

7438

6813

6188

5583

4958

4334

3709

10

14288

13399

12491

11601

10712

9822

8933

8043

7154

6245

5356

12

 

لوله عمودی

در این حالت زمانی که لوله به صورت عمودی واقع شده، با در نظر داشتن قطر اسمی

 

لوله آب (به اینچ) و همچنین میزان ارتفاع فواره آب (H) به سانتیمتر می توان با استفاده از جدول زیر دبی لوله را بر حسب لیتر در دقیقه تخمین زد:

 

جدول تخمین دبی (لیتر در دقیقه)   در حالتی که لوله به صورت عمودی قرار دارد:

ارتفاع فواره آب به سانتیمتر هنگامی که لوله به صورت عمودی قرار دارد

قطر لوله اینچ

30

25

20

17.5

15

13.75

12.5

11.25

10

7.5

310

280

246

231

212

201

189

178

167

155

2

670

606

534

500

454

431

413

390

363

337

3

1132

1018

908

840

776

738

700

659

617

572

4

2650

2403

2120

1968

1817

1722

1628

1533

1431

1321

6

4807

4353

3861

3577

3285

3107

2937

2763

2589

2358

8

7608

6964

6207

5791

5356

5110

4845

4542

4220

3993

10

نکاتی از طراحی سیستمهای آبیاری

-        نفوذ پذیری خاک

هنگام طراحی سیستم آبیاری یکی از نکات بسیار مهمی که می بایست در انتخاب نوع آبپاش و نازل مربوطه به آن توجه داشت نفوذ پذیری خاک و نحوه انطباق آن با آبپاشهای و نازلهای موجود است. در واقع میزان دبی خروجی مجاز آبپاشها و یا به عبارتی میزان بارش سیستم آبیاری در مساحت مورد نظر می بایست حداکثر برابر با میزان نفوذ پذیری خاک محل بوده تا بدین ترتیب از پیدایش رواناب و مانداب در فضای سبز جلوگیری بعمل آید. در جدول زیر میزان نفوذ پذیری خاکهای مختلف نشان داده شده است که می تواند مورد استفاده قرار گیرد:

 

حداکثر نفوذ پذیری  =  حداکتر میزان بارش سیستم آبیاریmm/h 

بافت خاک

شیب +12%

شیب 8-12%

شیب 5-8%

شیب 0-5%

پوشش متوسط

پوشش کامل

پوشش متوسط

پوشش کامل

پوشش متوسط

پوشش کامل

پوشش متوسط

پوشش کامل

12.5

25

25

37.5

37.5

50

50

50

خاک بسیار سبک شنی/ماسه ای

10

18.75

18.75

25

25

31.25

37.5

43.75

خاک ماسه ای بر روی بافت سنگین

10

18.75

15

25

20

31.25

25

43.75

خاک یکنواخت ماسه ای / لومی

7.5

12.5

10

18.75

12.5

25

18.75

31.25

خاک ماسه ای لومی بر روی بافت سنگین

5

10

7.5

15

10

20

12.5

25

خاک یکنواخت سیلتی لومی

2.5

7.5

3.75

10

6.25

12.5

7.5

15

خاک  سیلتی لومی بر روی بافت سنگین

1.5

2.5

2

3

2.5

3.75

3.75

5

خاک سنگین رسی یا رسی لومی

 *  The Max. PR values listed are as suggested by the United States Department of Agriculture

 

-        کاربرد:

پس از مشخص شدن حداکثر میزان نفوذ پذیری خاک محل با استفاده از محاسبات تعیین میزان بارش آبپاشها با توجه به نوع آرایش،  دبی مجاز آبپاش جهت کارکرد در محل مورد نظر مشخص و در نتیجه نازل مناسب جهت آن دبی انتخاب می گردد :

Q(m3/s)=PR(mm/h)*A(m2)/1000

که در آن:

Q         دبی خروجی از آبپاش با زاویه 360 درجه

P.R.     میزان بارندگی ناشی از آبیاری

A          مساحت تحت آبیاری توسط آبپاش

پس از مشخص شدن دبی مجاز هر آبپاش می توان نوع آبپاش را بهمراه نازل مناسب جهت آبیاری مورد نظر انتخاب نم

چاپ این مطلب: کلیک کنید

تعداد کل صفحات: 49


برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید